شتاب دهنده چیست what is accelerator

شتابدهنده چیست؟ بررسی مفهوم شتابدهنده

این مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp

برای اینکه ساختار یک شتابدهنده را بهتر بشناسیم در این مقاله میخواهیم تعاریف و الزامات مربوط به چگونگی ایجاد یک شتابدهنده موفق را در فضای بین المللی بررسی کرده و با توجه به اعضا و شبکه ارتباطی تخصصی حاضر در اکوسیستم نوآوری ایران ، تعریف جامعی از شتابدهنده و عناصر همراه آ« به شما ارائه دهیم.

امروزه، روش ‌های زیادی برای تأمین مالی در جهت راه اندازی کسب و کارهای نوپا وجود دارد. برنامه‌ های شتاب دهی استارتاپ ها از زمان شروع آنها در سال 2005 توسط Y combinator، به یکی از این گزینه‌ها مناسب برای کارآفرینان در مراحل اولیه راه اندازی کسب و کارشان تبدیل شدند. مانند هر استراتژی تأمین مالی و توسعه کسب و کار، شتاب دهنده‌ ها برای برخی از صنایع و استارت آپ ها کاملاً مناسب هستند، اما برای برخی دیگر اینگونه نیست.

از کجا بدانیم که شتاب دهنده استارت ‌آپ بهترین گزینه برای مرحله راه اندازی ایده و کسب و کار ما است؟

اگر اسم شتابدهنده ها را شنیده باشید، احتمالاً ارزیابی شما به عنوان یک مخاطب از عملکرد شتابدهنده‌ها تعداد طرح‌های ورودی یا سرمایه‌گذاری ‌های موفق آنها بر روی استارتاپها باشد، اما با بررسی تجربی شتابدهنده ها در دهه اخیر متوجه خواهید شد که این یک دیدگاه یک بعدی و غیر تخصصی است.

با بررسی کوتاهی از عملکرد و ارزش آفرینی شتابدهنده ها بدیهی بنظر می‌رسد که تعریف شتاب دهنده استارت آپ، در واقع یک شبکه ارتباطی و درنهایت محلی برای تجمع گروهی از افراد است که در جهت هم‌افزایی در امور نوآورانه، جذب سرمایه و کسب تجارب تخصصی به هم پیوند خوردند.

با این حال ، اغلب شتاب دهنده ها در درجه اول به عنوان برنامه های رشدآفرینی (شتابدهی) کسب وکارهای نوپا تلقی می شوند، که در کنار آن شبکه های ارتباطی قوی نیز دارند. در حالی که از دیدگاه تخصصی شتابدهنده‌‌ها در درجه اول شبکه‌ی ارتباطی هستند که اگر به درستی ساختار یافته باشند ، در رشد کسب و کارهای نوپا نیز موفق خواهند بود.

این مقاله راهنما و تعریف جامعی از شتاب دهنده‌ را برای کمک به کار آفرینان و افراد دارای ایده های نوآورانه شامل می شود. با مطالعه این مقاله شما بهترین پاسخ در جواب اینکه آیا برای راه اندازی کسب و کار خود به شتابدهنده ورود پیدا کنید را خواهید یافت در مورد چیستی شتابدهنده و چگونگی کارکرد آن و شاخص برتری شتابدهنده‌ها از نظر تخصصی که در واقع پویایی شبکه ارتباطی آنها می‌باشد حرف می زنیم.

در ادامه به اینکه ورود به برنامه های شتابدهی چه زمانی مناسب است صحبت می کنیم، همچنین به تشریح مفاهیمی مانند استارتاپ، منتور، اکوسیستم نوآوری، انواع شتابدهنده ها و شبکه سرمایه‌گذاری خطرپذیر که معمولاً همراه با یک شتابدهنده می‌آیند، می‌پردازیم.

شتابدهنده چیست ؟

Ycombinator و شروع برنامه های شتابدهی

در سال 2005 پل گراهام ، یک کارآفرین و سرمایه گذار آمریکایی ، اولین شتاب دهنده بنام Y Combinator را ایجاد کرد. وی تصمیم داشت با سرمایه گذاری مبالغ اندکی در گروه هایی از كارآفرینان فناوری، در قالب یك مجموعه، از آنها در جهت توسعه تکنولوژی حمایت كند.

او قصد داشت بجای اینکه مانند یک سرمایه‌گذار فرشته رفتار کند و با هر استارتاپ بصورت جداگانه مذاکره داشته باشد، ساختاری را بوجود آورد که علی رغم حمایت های جداگانه از ایده های استارتاپی، با سرمایه‌گذاری طبق فرآیندی مشخص، ساختار حمایتی واحدی به آنها ارائه دهد.

به این معنی که، Y Combinator فقط سرمایه گذاری معمولی برای افزایش ارزش سهام خود بر روی استارتاپ ها انجام نمی دهد. اگرچه این بخشی از کار است اما تمرکز Y Combinator بر ایجاد شبکه پشتیبانی و ارتباطی قوی برای استارت آپ ها و بنیانگذاران آنها است.

آنها با کمک به بنیان گذاران به منظور یافتن مسیر و چگونگی پیاده سازی ایده‌های خود، توسعه محصول و خدمات ارزش استارتاپها بالا برده در نتیجه با ورود سرمایه گذاران بعدی به این استارتاپ ها ، بازگشت سرمایه برای این مجموعه میسر می شود.

علاوه بر این، Y Combinator استارت ‌آپ‌ ها را با فرصت‌ های کار تیمی، جلسات مستقیم با سرمایه گذاران بالقوه آشنا کرده و حتی فضای مذاکره در مورد روند ادغام را برای شرکت ‌های نوپا فراهم می‌ کند.

Y Combinator سالانه در تعداد زیادی از استارت آپ‌ های کاملاً جدید سرمایه گذاری اندکی می ‌کند. این شتابدهنده برای بالا بردن شانس موفقیت این شرکت ها، شبکه پشتیبانی و ارتباطی گسترده ای از منتورها و مربیان را فراهم می‌ کند.

همچنین این شتابدهنده با ایجاد فضایی مناسب امکان تمرکز بر روی ساخت محصولات و تعامل با کاربران را برای بنیانگذاران به وجود آورده است. نکته قابل توجه در مورد Y combinator این است که علی رغم خدمات مشاوره ای ، آموزشی و منتورینگی که در اختیار استارتاپ ها قرار می دهند در هیئت مدیره هیچ کدام از استارت آپ ها حضور نداشته و سعی در کنترل شرکت ندارند و به استارتاپ ها بر اساس میزان تقاضای موسسین آنها مشاوره می دهند.

این روند از ابتدای راه اندازی Y Combinator تا به امروز اینگونه بوده است. پروژه های عظیمی مانند Reddit ، Airbnb ، Coinbase و Dropbox از شرکت ‌های نوپایی بودند که در سال های ابتدایی در این شتابدهنده ورود پیدا کردند. طی مدت 14 سال، تا پایان سال 2019، این مجموعه 155 میلیارد دلار در استارت آپ‌ ها سرمایه گذاری کرده است.

بعنوان یک تجربه موفق و جالب ، لینک فرم درخواست پذیرش ارسال شده پلتفرم Dropbox در سال 2007برای Ycombinator بعنوان یکی از نمونه اولیه استارتاپ های موفق این شتابدهنده در اینجا آورده شده است.

اثرات و پیامدهای که اولین شتاب دهنده استارت‌ آپ با خود به همراه داشت

از زمان شروع کار Ycombinator ، مفهوم شتاب دهنده های نوپا در ایالات متحده شکل گرفت، سپس به اروپا گسترش یافته و به یک پدیده جهانی تبدیل شده است. به دلیل نوپا بودن موضوع شتابدهنده‌ ها و عدم وجود داده های بزرگ، مطالعات در این حوزه در فضای آکادمیک اندک و نسبتاً جدید هستند و اساتید دانشگاهی و سیاست گذاران همچنان با چالش کمبود داده و عدم شفافیت درگیر هستند.

علی رغم اینکه این موضوع شاخص های ارزیابی عملکرد شتابدهنده‌ ها را بطور واضح دشوارکرده و با سرعت توسعه تکنولوژی و پیرو آن شکل‌گیری شتابدهنده‌ ها حرکت نمی‌کند، شتابدهنده‌ها کماکان بدون توجه به این موضوع در مسیر تکاملی خود قدم برمیدارند.

Y Combinator در طول دهه اول کار، با فرآیندی که در برنامه شتابدهی خود ایجاد کرده بود توسط صنایع مختلف از سراسر جهان مورد توجه و استفاده قرار گرفت. این توجه و علاقه از محیط هایی که فناوری در آنها رشد کرده بود مانند California’s Silicon Valley و London’s Fintech movement شروع و سپس گسترش جهانی یافت.

همزمان با الگو برداری شرکتهای مختلف از مدل تجاری و توسعه بازار Y combinator برای ایجاد شتابدهنده، تمایل بنیان گذاران استارتاپ ها نیز برای ورود به شتابدهنده ها جهت تامین مالی و ایجاد شبکه ارتباطی روبه افزایش بود. در نتیجه رابطه ای وابسته و دوطرفه بین شتابدهنده ها و استارتاپ شکل گرفت. شتابدهنده با سرمایه گذاری اندک در تیم هایی با پتانسیل بالا فرصت افزایش ارزش سرمایه گذاری خود را به میلیاردها دلار یافتند.

با گذشت زمان، نمونه ‌های بیشتری از استارتاپ‌ ها از طریق این برنامه‌ های شتابدهی به حاشیه سود زیاد رسیدند. با توجه به اینکه هرچه شتابدهنده ها ارزش خود را در ایجاد شبکه ارتباطی و منتورینگ بیشتر اثبات می کردند، منجر به ورود کارآفرینان بیشتر به مجموعه آنها می شد، در ادامه شتابدهنده های زیادی بوجود آمدند.

امروزه، اگرچه تعداد زیادی شتاب دهنده استارت‌آپ وجود دارد، خوشبختانه بنیانگذاران استارتاپ ها در کنار آنها همچنان به موفقیت می ‌رسند. در کنار Y Combinator، دیگر برنامه های شتاب دهنده استارت‌آپ پیشرو در جهان عبارتند از:

1) TechStars:

برنامه شتاب دهنده TechStars که مستقر در Boulder، Colorado است و به بیش از 1000 استارت آپ کمک کرده است تا بیش از 8 میلیارد دلار درآمد کسب کنند.

2) 500 Startups:

500 استارتاپ مانند Udemy و Credit Karma، از Mountain View كالیفرنیا فعالیت خود را در این شتابدهنده آغاز کرده و به بیش از 1500 استارت آپ در 60 كشور كمك مالی و خدمات مشاوره ای ارائه کردند.

3) Plug and Play:

یکی دیگر از شتاب دهنده‌ های استارت آپ موفق کالیفرنیایی با گستره جهانی. Plug and Play Ventures فقط در سال 2017 در 262 استارت آپ سرمایه گذاری کرده است. ارزش سهام این شرکت بیش از 7 میلیارد دلار است. نکته جالب در مورد این شتابدهنده بنیانگذار ایرانی تبار آن آقای سعید عمیدی است که در سبد سرمایه گذاری خود استارتاپ های موفقی مانند لینکدین، یوتیوب و توییتر را دارد.

4) MassChallenge:

این شتابدهنده مستقر در بوستون، برای مدت یک دهه است که فعالیت خود را آغاز و بیش از 80,000 شغل در سراسر جهان ایجاد کرده و بر صنایع Fintech و Biotech تمرکز دارد.

5) SOSV:

این شتاب دهنده با شبکه ‌ای متشکل از 1000 مربی در سراسر جهان، بیش از 150 استارت آپ را در سال تأمین مالی می ‌کند. برنامه شتاب دهی فشرده 3 – 6 ماهه دارد و بر روی محصولات فیزیکی بیش از محصولات دیجیتال متمرکز شده است، این موضوع وجه تمایز آن نسبت به سایر برنامه‌ ها می باشد.

6) Startupbootcamp:

با تمرکز بر نوآوران حوزه دیجیتال، Startupbootcamp به بنیانگذران بلند پرواز از سراسر جهان کمک می‌ کند تا ایده‌های تجاری خود را ارزیابی کنند. با بودجه متوسط حدود 980 هزار دلار برای هر تیم، این برنامه شتاب دهنده سرمایه گذاری بالایی را در استارت‌آپ‌ های خود نسبت به اکثر شتاب دهنده ‌های مربوطه در این حوزه انجام می دهد.

7) The IIDF:

صندوق بین المللی توسعه نوآوری مستقر در روسیه، افتخار دارد که با سرمایه گذاری در مراحل بذری، فعال ترین صندوق VC روسیه و شتاب دهنده موجود برای بنیان گذاران استارتاپ است. IIDF همچنین برای سرمایه گذاری های سری A بودجه و خدمات منتورینگ ارائه می‌ دهد.

8) Wayra:

وایرا ( Wayra ) در سال 2011 تاسیس شد و بخشی از برند Telefonica است. در حال حاضر در 10 کشور از جمله انگلیس فعالیت می‌ کند و فرصت بی نظیری برای توسعه بازار استارتاپ ها از طریق شبکه Telefonica خود، فراهم می ‌کند.

با این توضیحات در ادامه می خواهیم به چیستی شتابدهنده بپردازیم؟

با گذشت زمان و بررسی این شتابدهنده ها آنچه ثابت شده ، این است که شتابدهنده‌ ها مجموعه ‌هایی با هدف تسریع در توسعه و رشد استارتاپ ها و ایده هایی که در مرحله اولیه هستند، ایجاد می‌شوند و این فرآیند در قالب ورود به برنامه‌ های شتابدهی آنها رخ می‌دهد. شتابدهی معمولاً یک برنامه سه تا دوازده ماهه است (در ایران معمولاٌ دوره های شتابدهی بین 6 الی 12 ماه می‌باشند) که در طول دوره غالباً همراه با سرمایه‌گذاری، آموزش ، منتورینگ یا انتقال تجربه و شبکه سازی برای تیم ها می‌باشد، لذا موارد ذکر شده باعث تمایز آنها با مراکز رشد و انواع دیگر سرمایه‌گذاری مانند سرمایه گذاران فرشته یا تامین مالی جمعی می‌شود. نکته قابل توجه این است که علی رغم جوان و در حال تغییر بودن شتابدهنده‌ها در دنیا، ویژگیهای مشترکی در همه آنها وجود دارد که در این مقاله سعی شده به آنها پرداخته شود.

همانطور که قبلاٌ اشاره شد Y Combinator با ورود خود به اکوسیستم نوآوری موج شتابدهنده ها را بوجود آورد. این شتابدهنده همگام با خود نوآوری و خلاقیت را در انواع صنایع به همراه آورد. همانطور که الکساندرا توین از Investopedia می‌ گوید:

“امروزه نوآوری حاصل از خلاقیت، با تغییر در نحوه عملکرد ساختارهای خدماتی و صنعتی ، پیشرفت های بزرگی را در فضای کسب و کار بوجود آورده است”

Y Combinator با جمع آوری کمک مالی، تجمع و تمرکز در ارائه خدمات منتورینگ الگوهای قبل خود را بهم زد. این امر با ایجاد الگویی جدید برای جمع آوری سرمایه و سرمایه گذاری موثرثر تحقق یافت. در واقع Ycombinator با قرار گرفتن در جایگاهی مابین استارتاپ ها، سرمایه گذاران و منتورهای مربوطه بعنوان واسطی مابین این سه حوزه، به همه ی آنها خدمات ارائه می دهد.

این مدل که در واقع مثلث سرمایه گذران، استارتاپ ها و منتورها را بهم متصل می کند، شتاب دهنده استارت‌آپ می‌نامیم، گرچه همانطور که مشاهده خواهید کرد، تعریف دقیقی در حال حاضر وجود ندارد و این تعریف کماکان در حال شکل گیری است.

با نگاهی به موفقیت Y Combinator، برای شناخت بیشتر در مورد شتاب دهنده استارت ‌آپ باید اطلاعات جامع تری داشته باشید. با نگاهی عمیق تر به ویژگی های یک شتابدهنده می توانیم آگاهی بیشتری در مورد عملکرد آن داشته و در انتخاب یک شتابدهنده، موفق باشیم. با دو نکته کلیدی در مورد نحوه عملکرد شتاب دهنده‌ استارت‌آپ‌ها شروع خواهیم کرد.

1) شتابدهنده ها گستره ی بزرگی دارند:

علی رغم محبوبیت بوچود آمده برای شتابدهنده ها در دنیا، با توجه به تنوع ایجاد شده در آنها طی سالهای اخیر، روشهای سرمایه گذاری متنوع و جدیدی را به استارتاپ ها ارائه میدهند. تعریف شتاب دهنده استارت‌آپ، با رشد و گستردگی این موضوع و با گذر زمان در حال کامل شدن است.

هر شتاب دهنده خدمات کاملاً متفاوتی را به بنیان گذاران استارتاپ ارائه می دهد. این به این معنی است که آنچه در حال حاضر از شتاب دهنده استارت‌آپ انتظار میرود، در دهه آینده به شدت تغییر خواهد کرد. نکته قابل توجه این است که کارآفرینان و افراد دارای ایده باید این تغییرات را رصد کرده تا بهترین مشاوره های لازم را برای کسب و کار خود از شتابدهنده مورد نظر بدست آورند.

2) شاید شتابدهنده ها کمی گیج کننده باشند:

با توجه به تعاریف ما در بالا، شتابدهنده و موضوعیت آن به ظاهر ساده می آید، اما آنقدر هم ساده نیست. یکی از دلایل این امر و چیزی که در زیر بررسی خواهیم کرد این است که شتاب دهنده‌ های استارت‌آپ تنها یکی از انواع حمایت ها به بنیانگذاران استارتاپ هستند. مراکز رشد، شبکه‌ های فرشته، فضاهای اشتراکی، دوره های کارآفرینی همه دارای برخی از ویژگی ‌های شتاب دهنده‌ های استارت‌آپ هستند و بنابراین به راحتی می ‌توان آنها را با هم اشتباه گرفت.

با توجه به اینکه اصطلاح شتابدهنده، جدید و در حال تکامل است، دقیقاً در مورد آنچه در شتاب دهنده استارت‌آپ می گذرد سردرگمی وجود دارد، بیان یک تعریف کامل و جامع می‌ تواند دشوار باشد. شش ویژگی زیر خروجی مصاحبه با هزاران کارآفرین در دنیا و تعریف آنها از چارچوب شتابدهنده است:

این شش ویژگی عبارتند از:

1) برنامه ای کاربردی و شفاف:

برخلاف برخی از شرکت ‌های سرمایه گذاری خطرپذیر و سایر گروه ‌های سرمایه گذار، ویژگی اصلی شتاب دهنده استارت‌آپی این است که برای همه شفاف است. نخبه گرایی در برنامه ‌های شتاب دهنده استارت‌آپ اصلاً اهمیت ندارد، آنها به ایده‌ هایی که مقیاس پذیر باشند اهمیت می ‌دهند. به همین دلیل، برنامه‌ های شتاب دهنده استارت‌آپ به هر کسی اجازه می‌دهد تا درخواست پذیرش دهد. اگر این برنامه به شما اجازه درخواست نمی‌ دهد، بیشتر گروه سرمایه گذاری خصوصی و مربیگری است.

2) رقابت حرف اول را می زند :

علیرغم شفاف بودن برنامه ‌های شتاب دهی، ذات به شدت رقابتی دارند. اگرچه هر کسی می‌ تواند برای ورود به شتابدهنده اقدام کند، اما تعداد موسسین استارتاپهایی که پذیرفته می‌ شوند همیشه اندک است. اما اگر استارتاپها نتوانستند وارد برنامه شتابدهی بشوند نباید امید خود را از دست بدهند و باید با کمک گرفتن از فعالین دیگر اکوسیستم ، استفاده کنند.

3) سرمایه گذاری پیش بذری:

برخی از برنامه های شتاب دهی سرمایه گذاری پیش بذری را ارائه می ‌دهند. مبلغ این سرمایه گذاری معمولاً زیر 50,000 دلار است و در ازای آن حقوق صاحبان سهام داده می ‌شود. سرمایه گذاری مرحله بذر نیز به مبالغ بیش از چند صد هزار دلار نیز داده می شود. در ایران نیز مبلغ سرمایه پیش بذری از 100 میلیون تومان آغاز شده و سرمایه گذاری های مرحله بذری بالای 500 میلیون تومان هستند.

4) حساس به زمان:

شتاب دهنده‌ ها بیشترین پول، وقت و مربیان خود را در مراحل اولیه یک کسب و کار سرمایه گذاری می‌ کنند. با این حال، آنها بدنبال نتیجه درباره اینکه آیا یک ایده تجاری به سرعت قابل رشد است یا خیر، هستند. به همین دلیل است که شتاب دهنده‌ ها مدت زمان محدودی، معمولاً بین 3 تا 6 ماه پس از ورود به برنامه، خدمات پشتیبانی ارائه می ‌دهند.

این بدان معنا نیست که که پس از اتمام دوره شتابدهی، شتابدهنده سهام خود را میفروشد. آنها سهام خود را حفظ می ‌کنند، اما پس از یک دوره مشاوره ای فشرده ، صندلی عقب می‌ نشینند و توجه خود را به سمت متقاضیان جدید معطوف می کنند. شتابدهنده ها امیدوارند تیم های خارج شده از برنامه های شتابدهی، با گذشت زمان و بدون تداخل، افزایش ارزش خواهند داشت.

5) تیم مهم است ، نه افراد:

مانند بسیاری از ابتکاراتی که شتابدهنده ها برای سرمایه گذاری پیش بذری و بذری انجام می دهند، آنها تمرکز خود را در انتخاب بر بنیان گذاران قرار می ‌دهند. با این حال، به دلیل‌ این که بیشتر استارت آپ‌ ها فرآیندی مشترک دارند خدمات مشاوره ای معمولاً تجمعی و به تیم های استارتاپی بزرگتر ارائه می شود تا به یک موسس یا شخص. تحقیقات نشان می‌ دهد معمولاً سرمایه گذاران بر روی ایده هایی با بیش از یک موسس سرمایه گذاری می‌کنند، زیرا بار مسئولیت راه اندازی استارتاپ بین آنها تقسیم شده و ایده های زیادی بین افراد رد و بدل می شود. تاکید بر روی تیم به این معنی نیست که یک تیم قدرتمند با یک محصول ضعیف قابل قبول است.، شتاب دهنده ‌ها به دنبال یک تیم قدرتمند و محصولی عالی هستند.

6) استارتاپ های دسته بندی شده:

شتاب دهنده‌های تمایل به ورود در حزئیات زمینه های تخصصی دارند. آنها وقت و منابع خود را در گروه‌ ها یا دسته های استارتاپی سرمایه گذاری می کنند که یا در حوزه‌ های مشابه فعالیت کرده یا مشترکات زیادی دارند. به این ترتیب تاثیر مربیان آنها بطور تخصصی به حداکثر رسانده و مشاوره های مربوطه را به طور خاص ارائه دهند.انتخاب دسته ای خاص از استارتاپ ها شانس موفقیت را افزایش می دهد در نتیجه شتابدهنده ها برای هر استارتاپ با هر موضوعی زمان صرف نمی کنند .

اگر بخواهیم بطور خلاصه شتابدهنده‌ واجد شرایط را تعریف کنیم، شامل چند مورد از موارد زیر را می‌شود:

  • یک برنامه زمانبندی شده ثابت، با زمان معین شروع و پایان
  • دارای گروهی از استارتاپها یا شرکت کنندگان
  • حضور گروه متنوعی از مربیان و منتورهای با تجربه
  • مربیگری تیم ها در جهت انتقال دانش های مستتر تجربی کسب و کار
  • برنامه ای آموزشی جهت انتقال تجربه
  • فرآیند گزینش و انتخاب تیم های برتر در انتهای دوره شتابدهی

قطعا به تمام موارد لازم و جامع برای تعریف شتابدهنده در بالا اشاره نشده، اما این یک چک لیستی نسبی برای رسیدن یک شتابدهنده به هدف اصلی خود که رشد و توسعه استارتاپها می‌باشد و منصفانه است، می باشد. اگر بگوییم ، چناچه مجموعه‌ای هیچ کدام از ویژگی های بالا را نداشته باشد بعنوان شتابدهنده نمی‌تواند تلقی نمی‌شود.

تعریف استارتاپ

استارتاپ startup شتابدهنده accelerator

تعریف شتابدهنده همیشه با استارتاپ ها گره خورده است. شتابدهنده‌ها‌ محلی برای حضور و اجتماع استارتارتاپ ها هستند و وظیفه اکثر شتابدهنده‌ ها راه‌اندازی و حمایت از این استارتاپ ها می‌باشد. نکته قابل تامل تمایز بین استارتاپ و شرکتهای کوچک و متوسط می‌باشد، در حالیکه SME ها (small and medium enterprises) با توجه به سایز شرکت تعریف می‌شوند ، تعریف استارتاپ اصولاً باتوجه به رویکرد و چشم‌انداز مجموعه ها انجام می‌شود و استفاده واژه استارتاپ عموماً حول محور کسب و کارهایی که با تکنولوژی شکل گرفته و پتانسیل رشد بالایی دارند اطلاق می‌شود.

تعریف کمیسیون اروپا از SME بر اساس تعداد نیرو و ترازنامه است. با این تعریف، شرکت کوچک شرکتی است با کمتر از 50 کارمند ، و گردش مالی کمتر از 10 میلیون یورو و شرکت متوسط شرکتی با 250 کارمند یا کمتر و گردش مالی کمتر از 50 میلیون یورو می‌باشد. طی یک بررسی آنها مشاهده كردند كه SME ها 99٪ شركتها را در اتحاديه اروپا تشكيل مي دهند. اما در ایران بر حسب تعریف وزارت صنایع و معادن و وزارت جهادکشاورزی، SME ها عبارتند از تشکیلات اقتصادی خدماتی و صنعتی منطقه‌ای با کمتر از ۵۰ نفر کارمند، بانک مرکزی ایران فقط مؤسسات دارای کمتر از ۱۰ نفر کارمند را به عنوان SME تعریف می‌کند و اداره آمار ایران فقط بنگاه‌های با کمتر از ۱۰ نفر کارمند را به عنوان SME منظور می‌کند و تمام انواع دیگر بنگاه‌ها را به عنوان مؤسسات تولیدی بزرگ می‌شناسد.

Forbes در سال 2013 تحقیقاتی را با طرح این سوال که یک استارت آپ چیست ، انجام می‌دهد که در نهایت به این نتیجه می‌رسد که استارتاپ یک نوع تفکر و ذهنیت برای ایجاد مسیر جدیدی در ارزش آفرینی است و ارتباطی با سن مجموعه و سایز آن ندارد. به گفته پل گراهام بنیانگذار Y combinator یک تیم استارتاپی می‌تواند 5 سال سابقه داشته باشد ولی عموماً کمتر از 10 سال قدمت دارند و واژه استارتاپ ارتباطی با عمر یک شرکت ندارد.

همچنین استارتاپ به ترازنامه مالی مجموعه‌ها مرتبط نیست، زیرا استارتاپهایی وجود دارند که ارزش چند صد میلیونی دارند. تمایز اصلی استارتاپ با کسب و کارهای کوچک و متوسط مسیر رشد آنها است، در واقع از استارتاپ انتظار می‌رود که ارزش آفرینی جدیدی همراه با قاعده شکنی و نرخ رشد بالا داشته باشد.

در نهایت “استارتاپ” با تعاریف بالا بعنوان یکی از اجزای تشکیل‌دهنده برنامه شتابدهندهی نقش بازی می‌کند، با رشد و توسعه شتابدهنده‌ها علاوه بر استارتاپها ، طرح‌های مستقل دیگری که در مرحله رشد هستند، پروژه‌های تحقیقاتی دانشگاهی یا طرح‌های مراکز تحقیق و توسعه شرکتها نیز دیگر اعضای ورود به برنامه‌های شتابدهی می‌باشند.

تعریف رشد آفرینی و مراکز رشد چیست؟

شتابدهنده و مرکز رشد

تعریف عمومی و نامشخص از رشدآفرینی، مرکز رشد و شتابدهنده در مطالب و مقالات مربوط به شتابدهنده‌ ها، به دلیل استفاده‌ نادرست از این کلمات به جای یکدیگر و در موقعیتی نامناسب، اغلب باعث سردرگمی مخاطب در درک مفهوم شتابدهنده میشود، این در حالی است که تمایز در تعاریف و کاربردها بسیار واضح و روشن است و در ادامه به شرح آن می‌پردازیم:

  • رشدآفرینی فرآیند حمایت جهت افزایش شانس بقا و رشد بیشتر برای شرکتهای نوپا و در حال رشد می‌باشد.
  • مرکز رشد، محلی جهت اجاره به شرکتها همراه با درجه‌های مختلف پشتیبانی در امور کسب و کاری می‌باشد و درآمد آن از محل دریافت اجاره و مشاوره‌های تجاری بدست می‌آید.
  • شتابدهنده، مسیری ویژه در جهت ایجاد رشدآفرینی است و امکان اجرای آن در یک مرکز رشد نیز وجود دارد.

با بررسی و جمع بندی موارد بالا مشخص می‌شود که شتابدهنده ، مرکز رشد نیست، مرکز رشد یک محل و ساختمان است در حالی که شتابدهنده یک مسیر و برنامه. البته شتابدهنده می‌تواند در یک مرکز رشد اجرایی شود ولی بالعکس آن ممکن نیست.

برنامه‌ های سرمایه گذاری مشابه شتاب دهنده

همانطور که در بالا اشاره شد، به دلیل وجود اشکال مشابه سرمایه گذاری، در مورد شتاب دهنده‌ های استارتاپ احتمال ایجاد سردرگمی زیادی وجود دارد. با این حساب، قبل از اینکه به سراغ انواع مختلف شتاب دهنده ‌ها برویم، بیایید برنامه ‌های خاص سرمایه گذاری را بررسی کرده تا یک شتاب دهنده درست و رسمی را بشناسید. برای شروع در زیر نموداری آورده شده است تا بدانید شتاب دهنده‌ ها با بقیه منابع تامین مالی چه تفاوت هایی دارند.

چهار نهاد اصلی حمایتی از استارتاپ ها

مراکز رشدسرمایه گذارن فرشتهشتاب دهنده هاHybrid
مدت زمان1 الی 5 سالبدون محدودیت3 الی 6 ماه3 ماه تا 2 سال
برنامه های گروهینداردنداردداردندارد
مدل درآمدیاجاره، بدون انتفاعسرمایه گذاریسرمایه گذاری، می تواند بدون انتفاع باشدسرمایه گذاری، می تواند بدون انتفاع باشد
مدل گزینشغیر رقابتیرقابتی و به صورت دائمیرقابتی و به صورت دوره ایرقابتی و به صورت دائمی
مرحله سرمایه گذاریاولیه یا در مراحل رشد و یا پسا رشداولیهاولیهاولیه
مدل آموزشیدر مواقع ضروری، منابع انسانی، حقوقینداردبرگزاری کلاس و سمینارهای آموزشیآموزش های متفاوتی مانند مراکز رشد یا شتابدهنده ها دارد
مربیگریبسیار کم و استراتژیکبسیار کم و استراتژیکفشرده و سنگین، توسط خود شتابدهنده یا دیگرانپشتیبانی کارشناسان مجموعه، بعضی اوقات منتورینگ خارجی
ارائه فضای کاریمی دهدنمی دهدمی دهدمی دهد
جدول مقایسه چهار نهاد اصلی حمایتی از استارتاپ ها

همانطور که در بالا شرح مختصری از مرکز رشد آورده شد ، تمام نهادهای حمایتی جدول بالا پیش از این با یک عنوان یاد می شدند: “مرکز رشد”. از آنجایی که مراحل اولیه راه اندازی یک کسب و کار از اهمیت بالایی برخوردار است ، قبل از ایجاد شتابدهنده ها تنها نهاد حمایتی از استارتاپ ها مراکز رشد بودند.

این مراکز با ارائه انواع خدمات ،کار را برای شروع کسب و کارهای نوآورانه مقداری تسهیل می کنند


به گفته نایب رئیس شرکت چند ملیتی Deloitte ، یعنی Jay Samit فردی مبتکر و بسیار تاثیرگذار در کسب و کار امروز این شرکت:

«هیچ کارآفرینی در ابتدا شبکه ارتباطات تجاری لازم را برای موفقیت را ندارد. مرکز رشد باید به خوبی در جامعه کسب و کار محلی ادغام شود و منبع برقراری ارتباط و معرفی مداوم افراد به یکدیگر باشد. “

Jay Samit ، نایب رئیس شرکت چند ملیتی Deloitte

بنابراین، یک مرکز رشد خوب می‌ تواند به اندازه شتاب دهنده تاثیر گذار باشد، اما یک کار آفرین و فرد نوآور باید احتیاط لازم در جهت حصول اطمینان از انتخاب بهترین منبع مشاوره ای و کمکی برای راه اندازی کسب و کار خود را بکند.
معمولاً تشخیص مرز تفاوتها برای انتخاب درست بسیار مبهم می شود. در بعضی موارد، شتاب دهنده‌های استارت‌آپ با مراکز رشد استارت‌آپ ادغام شده و تبیین تفاوت بین این دو مشکل‌ تر می ‌شود.

برای بیرون آمدن از این سردرگمی، برخی از محبوب‌ ترین انواع مراکز رشد و برنامه های رشد آفرینی را در زیر شرح می دهیم ، و به بیان تفاوت آنها با شتابدهنده می پردازیم:

1) دوره های استارتاپی:

فراخوان این دوره‌ها را به عنوان دوره‌های “کارآفرینی” نیز مشاهده می کنید. این دوره ها توسط موسسات آموزش بازرگانی یا مربیان کسب و کارهای موفق ارائه می شوند. آنها برای کمک به کارآفرینان در درک شاخص های اصلی راه اندازی یک کسب و کار و ایجاد یک شرکت نوپا طراحی شدند.

این دوره ها شامل مفاهیم تئوری و همچنین بیان مثال های عملی است و معمولاً با پرداخت هزینه توسط متقاضیان همراه است. یکی از نمونه های موفق بین المللی آن ، دوره 8 هفته ای آنلاین دانشگاه آکسفورد و دوره نوآوری و کارآفرینی دانشگاه استنفورد می باشند.

دانشگاه تهران نیز در وزارت علوم ایران با ارائه دوره کارشناسی ارشد کارآفرینی از برگزار کنندگان اصلی این دوره در ایران است.

2) شبکه های سرمایه گذاران فرشته:

همانطور که قبل از این به سرمایه گذاران فرشته اشاره شد، آنها اغلب در مرحله بذری سرمایه گذاری می‌ کنند. در برخی موارد، این سرمایه گذاران به هم متصل شده و به شبکه‌ های فرشته یا گروه های فرشته معروف می شوند.

آنها در کنار سرمایه گذاری در استارتاپ ها و کسب و کارهای جدید به آنها مشاوره و راهنمایی نیز ارائه می دهند. به دلیل اینکه این شبکه یک نهاد مستقل نیست و فقط مجموعه ای از کار آفرینان و سرمایه گذارانی می باشندکه مشتاق به همکاری باهم هستند. آنها را نمی توان شتاب دهنده دانست.

3) برنامه های راهنمایی در نوآوری:

این برنامه به عنوان “پروژه های مربی گری و منتورینگ” نیز شناخته می شود و با حضور دانشگاهیان، کارآفرینان باتجربه و یا سرمایه گذارانی است که با ارائه مشاوره به کارآفرینان جدید، به اکوسیستم نوآوری برمی گردند. در این برنامه پیشنهادی برای سرمایه گذاری وجود ندارد، اما فرصت‌ های شبکه‌ سازی قوی بوجود می آورد.

اصل این برنامه متکی بر راهنمایی و منتورینگ است. دریافت منتورینگ ( Mentoring ) در شروع و راه اندازی یک کسب و کار فوق العاده مهم است، زیرا طبق آمار 50٪ کل مشاغل در 5 سال اول از بین می‌ روند.با دریافت مشاوره و راهنمایی مناسب می توان از شکست های فاجعه باری جلوگیری کرد.

یک مشاوره مناسب در ابتدا کار می تواند تحول آفرین باشد. متاسفانه ما در ایران از این نوع برنامه ها نداریم، شاید نهادهای آموزشی مانند دانشگاهها بتوانند متولیان خوبی برای برگزاری این نوع برنامه و ارائه منتورینگ خوب به تیم های مستقر در مراکز رشد خود باشند

4) مسابقات و جایزه ها:

برخی شرکت ها با برگزاری مسابقه و ایجاد رقابت و انگیزه ، طرح های افراد ایده پرداز و نوآور را دریافت می کنند. افراد منتخب این رویداد ها مورد تقدیر قرار گرفته و می توانند از این موفقیت به عنوان سندی در جذب سرمایه برای طرح خود استفاده کنند.

برخی از این مسابقات به برنده مبلغی برای سرمایه گذاری و یا جایزه به عنوان پاداش می‌ دهند. یک نمونه بین المللی این رویدادها مسابقه سالانه TechCrunch Disrupts است که استارت‌آپ‌ ها می‌ توانند با بنده شدن در این مسابقه جایزه بزرگ 50 هزار دلاری را از آن خود کنند.

نمونه بومی از این مسابقات نیز در ایران بسیار هستند، برای مثال استارت آپ ویکندها و یا رویدادهای Reverse pitch که توسط نهادهای مختلف بخش خصوصی یا دولتی در طی سال برای جذب ایده های نوآورانه برگزار می شود.

5) فضاهای گپ و گفت:

در اکوسیستم نوآوری بین المللی فضاهای مختلفی برای ملاقات کارآفرینان، به اشتراک گذاشتن ایده ها و ایجاد منافع متقابل از بوجود آمدن شبکه ارتباطی تخصصی وجود دارد. در برخی موارد، آنها با به اشتراک گذاری ایده‌های تجاری خود به طور مستقیم به یکدیگر کمک می کنند.

فضای کار اشتراکی برای افراد دارای شغل آزاد و کارآفرینان جدید، رایج‌ ترین نوع از این فضاهای گپ و گفت می باشد. در فضای اشتراکی به آنها فضایی برای کار می دهند تا ضمن ایجاد فرصت‌ های یادگیری، از اتاق جلسات، برنامه‌ ها، رویدادها، گفتگوهای ویژه و حتی دوره‌ های آموزشی برای رشد بیشتر استفاده کنند.

فضای اشتراکی اتاق هایی دارندکه افراد می توانند در آن کار کنند و قرار ملاقات های خود را داشته باشند اما هیچ پیشنهادی برای تأمین بودجه در اینجا وجود ندارد. بسیاری از کالج ها و دانشگاه‌ ها چنین فضاهای سازنده ای را برای دانشجویان و سایر شرکت های وابسته فراهم می‌کنند.

6) برنامه های سرمایه گذاری اجتماعی:

این برنامه ها که به عنوان “آکادمی های سرمایه گذاری اجتماعی” نیز شناخته شده و به کارآفرینان اجتماعی ارائه می شوند. کارآفرینی اجتماعی توسط Investopedia بدینگونه تعریف شده است:

نوعی از کارآفرینی است که ” که با برنامه های خود به دنبال حل مشکلات مربوط به جامعه هستند این افراد مایلند با ابتکار عمل، ریسک و تلاش تغییرات مثبتی را در جامعه ایجاد کنند. ”

تعریف کارآفرینی اجتماعی از Investopedia

در واقع، این برنامه ها به روی همه کارآفرینان مانند شتاب دهنده‌ ها باز نیستند، بلکه فقط برای یک گروه منتخب از کارآفرینان “اجتماعی” هستند. نمونه‌ای از این موارد آکادمی اجتماعی سرمایه گذاری Ballard Center است، جایی که کارآفرینان به مشاوره، اعتبار سنجی ایده، توسعه محصول، اجرای محصول و بودجه در جهت ایجاد خدمات اجتماعی دسترسی پیدا می‌ کنند.

7) صندوق های سرمایه گذاری بذری:

صندوق های بذری مانند سرمایه گذاران فرشته و شتاب دهنده‌ های استارت‌آپ در مراحل اولیه سفر یک کسب و کار، تأمین بودجه می کنند. با این حال، اینها معمولاً شامل راهنمایی یا کمک به زیرساخت‌ ها نیستند. آنها به نوعی فقط در زمبنه تامین مالی کمک می کنند.

جایی که این مسئله پیچیده می‌ شود در حالی است که برخی از برنامه ها خود را “صندوق های بذر” می نامند، اما در واقع به شتاب دهنده استارت‌آپ نزدیکتر عمل می کنند. به عنوان مثال، Seedcamp به عنوان “صندوق بذر اروپا” تبلیغ می‌ شود، اما آنها به تیم های خود مربیانی را برای مشاوره ارائه می‌ دهند.

مجموعه smartup ventures در تهران نیز بدین گونه است علی رغم اینکه خود را گروه سرمایه گذاری معرفی می کنند ولی خدمات منتورینگ بسیار خوبی در اختیار تیم های خود قرار می دهند .

گاهی اوقات، عنوان یک برنامه یا نهاد تمام داستان را بیان نمی کند. مسئله مهم این است که کارآفرینان بدانند دقیقاً به چه نوع سازمانی می پیوندند و درباره آن تحقیقات کال و جامعی انجام دهند، امکان دارد در حالیکه به ظاهر مجموعه، فقط برای سرمایه گذاری بنظر برسد اتفاقات خوب دیگری نیز در آن حال رخ دادن باشد.

همانطور که می‌بینید، تمایز بین یک شتاب دهنده استارت‌آپ و سایر دستگاه‌ های حمایتی از استارت‌آپ گاهی کاملاً واضح است، اما گاهی اوقات مبهم و ظریف است. اما با توجه به اینکه شتابدهنده ها نسبت به مراکز و برنامه های موجود دیگر در اکوسیستم نوآوری از همه جامع تر و کامل تر می باشد، الویت اول در مراحل راه اندازی استارتاپ به بنیانگذاران ورود به شتابدهنده ها می باشد.

بهره‌وری در شتابدهنده

بهره وری در شتابدهنده productivity in accelerator

ساختار جذب در شتابدهنده

ایجاد یک شتابدهنده با ساختار درست، باعث جمع شدن گروه های مختلفی از بنیان گذاران و سهام‌داران استارتاپ ها دور هم شده و تسهیل گر در برقراری ارتباط مؤثر ما بین آن ها می‌شود. این موضوع ابتدا با تولید مسیر فرآیند جذب و انتخاب درست طرح‌ها و با هدف گردآوری بهترین تیم‌ها در کنار هم در برنامه شتابدهی صورت می‌گیرد.

انتخاب طرح‌های برگزیده باید نتیجه فرآیند جذبی فراگیر با ورودی انواع طرح‌ها و ارزیابی همه جانبه توسط افراد مستقل صورت پذیرد. شکل گیری جریان قوی از ارتباطات شبکه‌ای بین منتورها، تیم های نوآور و سرمایه‌گذاران که از اهمیت به سزایی برخوردار است مستقیماٌ به کیفیت بالای تیم‌های ورودی به شتابدهنده وابسته می‌باشد.

منتورها

جنبه دیگر کلیدی در شتابدهنده ها منتورها و مربیان آن می‌باشند. منتورها از آن جهت اهمیت دارند که دانش و شبکه ارتباطی حاصل تجربیات خود را به تیم ها انتقال می‌دهند.

یعنی همانطور کارکردن با تیم‌های قوی ارزش مربیان را بالا می‌برد، مربیان و منتورها نیز در ارزش آفرینی برای تیم ها نقش به سزایی بازی می‌کنند و بدون حضور این دو گروه کنار هم در یک شتابدهنده ارزش افزوده‌ای بوجود نمی‌آید.

شبکه مربیان یک شتابدهنده هرچقدر متنوع‌تر و تخصصی‌تر باشد، بهتر است زیرا وظیفه منتورها انتقال اطلاعات صحیح با پشتوانه تجربیات تخصصی است، تجربیاتی که به راحتی بدست نمی‌آیند و در دسترس همگان نیست.

نکته قابل توجه این است که هرچقدر تخصص شبکه مربیان همپوشانی کمتری داشته باشد، ارزش و دانش تجربی بیشتری وارد تیم های شتابدهی خواهد شد.

در نتیجه، بنظر می‌رسد ارزش واقعی یک شتابدهنده در قدرت تجمیع منابع تجربی دانش، که در میان افراد مختلف حاضر در تیم‌های آن است، وجود دارد. به همین دلیل است که بهترین شاخص برای انتخاب یک شتابدهنده خوب را در قدرت شبکه ارتباطی موجود در آن میدانیم.

شبکه ارتباطی با حضور منتورهایی که با انتقال تجربه خود، مسیر تیم‌ها را در رسیدن به اهداف آنها کوتاهتر و روشنتر می‌کنند . هم چنین حضور تیمهای جوان و خلاقی که راهکارهای جدید را به کوله بار تجربه منتورها می‌افزایند و این شبکه با قرار گرفتن مربیان با تخصص های متنوع درکنار باعث رشد و توسعه تیم منورینگ نیز می‌شود.

شتابدهنده ها باید بدانند که در ازای بهره‌مندی از دانش تجربی مربیان خود منفعتی نیز برای آنها بوجود آورند، از جمله دسترسی به اطلاعات دنیای نوآوری از طریق استارتاپها، ارتباطات جدید با سرمایه‌گذاران و دیگر منتورها و اعتبار اجتماعی و برندینگ شخصی که با معرفی مربیان در وب سایت شتابدهنده و رویدادهای گوناگون از طریق شتابدهنده بوجود می‌آید.

اگر این منافع و ارزشها به درستی به منتورها و مربیان ارائه نشود، به سرعت آنها انگیزه و شوق حضور و مشارکت در رویدادهای شتابدهی را از دست خواهند داد.

مسیر یک شتابدهنده در جذب تیم‌های استارتاپی منتخب و مدیریت مشارکت افراد مختلف را در طی زمان محدود در دوره شتابدهی ، همانند دانشگاهی است که دانشجویان علاقه مند به یک رشته را در یک کلاس دور هم جمع می‌کند.

منتورها در این دوره به آموزش و هدایت تیم ها می‌پردازند و سرمایه‌گذاران علاقه مند، شرکای تخصصی و دیگر افراد نیز به بررسی و مقایسه این تیم در یک دوره مشخص می‌پردازند و نیازی به برقراری ارتباط و برگزاری جلسات جداگانه با هرکدام از تیم های بطور مستقل نیست.

این موضوع از جهت صرفه‌جویی در زمان و مدیریت امور جهت شناسایی فرصت‌های خوب سرمایه‌گذاری بسیار ارزشمند است.

حال اگر یک شتابدهنده به پشتوانه و همراهی مشارکتهای کلیدی با بخش خصوصی (از جمله هلدینگهای سرمایه‌گذاری، صنایع تولیدی و یا …) یا نهادی از دولت ایجاد شده باشد، سرعت و اثربخشی شبکه‌سازی‌های بوجود آمده بیشتر می‌شود.

همه این اتفاقات بدون سرمایه‌گذاری مستقیم بر روی استارتاپها و یا جستجو برای برگشت سرمایه نیز در یک شتابدهنده رخ می‌دهد. به همین دلیل است که ما به شتابدهنده به چشم یک فعالیت نگاه می‌کنیم و تعریف شاخص‌های عملکردی شتابدهنده‌ها نیاز به بررسی دقیق تر و جامع تری دارد.

در شتابدهنده چه اتفاقی می‌افتد؟

در شتابدهنده‌ها دو نوع جریان دانشی بوجود می‌آید.

یکی دانش تجربی هست که منتورها و مربیان از سابقه سالیان سال فعالیتهای خود در جلسات منتورینگ و طی مسیر شتابدهی به تیم‌ها ارائه می‌دهند.

و دومی کارگاهها، جلسات آموزشی و انواع دیگر آموزش‌های ساختاریافته می‌باشند که قابل انتقال در کلاسهای آموزشی هستند.

این انتقال دانش به صورتی انجام می‌شود که به تمام گروهها در یک دوره شتابدهی انتقال داده می‌شود. این جریان دانشی همانند کلاسهای دانشگاه در یک کلاس به گروهی از استارتاپها منتقل می‌شود، و نیاز به جلسات آموزشی مستقل از بین می‌رود.

این مدل انتقال دانش باعث ایجاد اکوسیستم در شتابدهنده می‌شود و سهامداران و سرمایه‌گذاران نیز با حضور یکباره دربرنامه‌های شتابدهی بصورت متمرکز با تیم‌های منتخب و شکل گرفته در ارتباط خواهند بود و با بازار ایده‌های نو و فرصتهای سرمایه‌گذاری جدید روبرو می‌شوند.

این رویکرد، با حضور فعال استارتاپ های برتر، تقاضای ورود بیشتر در ایجاد ارتباطات بین این استارتاپ ها و منتورهای مختلف و سرمایه گذاران علاقه‌مند، منجر به رشد روزافزون ساختار اکوسیستم شتابدهنده خواهد بود. به دنبال این ساختار جریان دانش و تجربه نیز از سمت منتورهای با سابقه جاری می‌شود و درنهایت به رشد همه ذینفعان منجر خواهد شد.

همانطور که قبلاً گفته شد یکی از ویژگی های مهم شتابدهنده‌ها منتورها و مربیان آنها هستند، معمولاً این مربیان در برنامه‌های شتابدهی بابت مشاوره پرداختی دریافت نمی‌کنند و با تکیه بر تجربه کاری، تلاش بر قرار دادن استارتاپها در مسیری روشن‌تر و کوتاهتر جهت رسیدن به اهداف خود، دارند.

شتابدهنده‌ ها معمولاً توسط سرمایه‌ گذاران حقیقی، گروههای سرمایه‌گذاری و اقتصادی یا بخشی از نهادهای دولتی به منظور حمایت از نوآوری، سرمایه گذاری بنیادین یا شناسایی و شناخت از نوآوری های جدید راه‌اندازی می‌شوند.

آورده شتابدهنده برای سهامداران و بنیانگذاران آن، توسعه اقتصادی و تنوع در سبد سرمایه ‌گذاری، بازگشت سرمایه‌گذاری از طریق بالا رفتن ارزش استارتاپها و ورود نوآوری به سبد سرمایه‌گذاری آنها می‌باشد.

در انتها علی رغم افزایش انواع شتابدهنده‌ ها، و ایجاد سازمان هایی که به غلط خود را شتابدهنده معرفی ‌میکنند، یک پاسخ ساده در جواب اینکه شتابدهنده چیست می‌تواند این باشد که شتابدهنده معمولاً یک برنامه 6 الی 12 ماهه است با گروهی از استارتاپ ها که با حمایت سرمایه‌ گذاران بخش خصوصی، هلدینگ های سرمایه گذاری و جمع بزرگی با تخصص‌ های متنوع از منتورها و مربیان اجرا می‌شود.

مزیت های شتابدهنده‌ ها و برنامه ‌های شتابدهی

مزیت شتابدهنده ها

در این مقاله سعی کردیم به طور خلاصه نقش پررنگ شتابدهنده ها در جمع کردن اعضا و مدیریت افزایش بهره‌وری در تولید و فرآیند نوآوری را نشان بدهیم .

این مجموعه ها همچون کلاسهای دانشگاه که دانشجویان را جهت یادگیری علم دور هم جمع می‌کند در استقرار دانش کسب و کار برای مجموعه های نوپا عمل می‌کنند. علاوه بر این شتابدهنده ها فرآیندی را ایجاد می‌کنند که تعداد زیادی از نوآوران، که می‌توانند استارتاپها، افراد دانشگاهی و یا افراد مستقل مستعد انتخاب کند تا جهت دریافت خدمات در این محل دور هم جمع شوند.

این افراد نوآور از طریق فراخوان های برنامه های شتابدهی جذب شتابدهنده شده و به آن مراجعه می‌کنند. شتابدهنده در فراخوان جذب با گروههای مختلفی که خدمات نسبتاً مشابهی نیاز دارند مواجه می‌شود و با انتخاب بهترین و معتبرترین گروهها، برای بقیه اعضای شتابدهنده که مربیان و سرمایه‌گذران هستند نیز ارزش افزوده ایجاد می‌شود.

برای راه‌اندازی یک کسب و کار، اولین سوال‌هایی که باید پاسخ داده شود درباره چگونگی پیداکردن ذینفعان، شکل دهی قیف بازاریابی و انتخاب آن، و در نهایت چگونگی ایجاد ارتباط مداوم با بازار می‌باشد.

برنامه های شتابدهی در جهت سرعت بیشتر مجموعه های نوپا، برای پیداکردن پاسخ این سوالها بوجود آمدند. اگرچه این رویکرد ممکن است با رویکرد اصلی مدل سرمایه‌گذاری برای خود شتابدهنده که سرمایه‌گذاری روی استارتاپها برای افزایش ارزش سهام آن باشد کمی مغایرت داشته باشد.

اگر هدف شتابدهنده فقط بازگشت سرمایه از محل فروش سهام استارتاپ های سودآور باشد، بصورت سیستماتیک سرمایه گذاری می کنند و در این فرآیند سیستمی، اکثر افرادی که درخواست پذیرش کردند رد خواهند شد.

این مدل کار می‌کند اما باعث ایجاد اکوسیستم نوآوری نخواهد شد و رد کردن بیشتر طرح‌ها باعث خروج از مسیر رسیدن به ارزش افزوده بیشتر می‌شود.

ایجاد یک شتابدهنده اگر بتواند نیاز مشخصی از افرادی که آن را راه اندازی کردند حل کند، ایده بسیار خوبی است، ولی اگر فرآیند فقط برای جذب استارتاپهای با ارزش افزوده بالا تعریف شده باشد ، احتمال شکست و نرسیدن به اهداف اولیه نیز وجود دارد.

ایجاد یک شتابدهنده زمانی به درستی درک شده و هوشمندانه ایجاد می‌شود که ارزش ایده اولیه در شبکه سازی و دسته بندی تخصصی تیم‌های نوآور، ایجاد شبکه ای از منتورهایی با تخصص‌های متفاوت و همانند سازی کارایی دانشگاهها در انتقال دانش، برای انتقال دانش کسب و کار به تیم‌های نوپا باشد.

شما خوانندگان گرامی بلاگ ناوک هم می توانید نظرات خود را در رابطه با مفهوم شتاب دهنده و اینکه چقدر این مفهوم در کشورمان به صورت درست اجرایی شده نظرات خود را با ما در میان بگذارید. همچنین با دنبال کردن صفحه اینستاگرام شتابدهنده ناوک از آخرین مطالب بلاگ ناوک با خبر شوید.

مقالات بیشتر در این زمینه بخوانید
این مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذارید
اشتراک گذاری در linkedin
اشتراک گذاری در twitter
اشتراک گذاری در email
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
خبرنامه ناوک
در خبرنامه ناوک عضو شوید تا منتخبی از مفیدترین مطالب را در ایمیل خود دریافت کنید
پیشنهاد می‌کنیم این مقالات را هم بخوانید

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اسکرول به بالا